خطرات پرتو ايکس را مهارکنيم
بشر از دير باز ارتباطي ويژه با نور داشته است و همواره سعي داشته از اين نعمت پروردگار بيشتر در زندگي خود استفاده نمايد و با گذشت زمان دريافت، اين نيروي خارق العاده قابليتهايي فراوان دارد و كمر به كشف آنها بست و امروزه سعي كرده از اين آفريده ايزد منان به عنوان فنآوري برتر در بخشهاي مختلف علمي، صنعتي، ارتباطي، پزشكي و... استفاده نمايد. به طور مثال در زمينه پزشكي از اشعه ايكس كه سرمنشايي از نور دارد جهت تشخيص و درمان بيماران استفاده ميگردد.
همانطور كه ميدانيم تابش بهصورت انرژي و يا ماده حامل انرژي است و اگر ماده اي كه تحت واكنش قرار ميگيرد، ارگانيسم زنده باشد، اثرات به هم كنش ميتواند تا مرحله بيماري شديد و يا مرگ به بافت زنده آسيب برساند. مردم تا حدي بهطور تصادفي به طبيعت زيان بخش تابش بر روي بافت زنده آگاهي يافتند. ابتدا سوختگيهاي بر روي پوست كارگراني كه تحت تابش قرار ميگرفتند مشاهده شد و متاسفانه قبل از اينكه صدمات ناشي از تابش شناخته شود، مواردي از مرگ و جراحات شديد در اثر پرتو گيري اتفاق افتاد.
در سالهاي 1299/1920 (25 سال پس از كشف پرتوهاي X) بود كه معيارهاي ايمني براي كار با مواد پرتوزا پيشنهاد شد. و در سالهاي 1309/1930 قوانيني جهت اطلاع از مقدار ماكزيمم سطوح مجاز پرتوگيري وضع شد به مقدار تابش معمولا به عنوان "دوز" اشاره ميشود. نكته حايز اهميت تشخيص تفاوت بين پرتوگيري و دز دريافتي است. براي حفاظت شخصي، پرتوگيري مورد توجه قرار ميگيرد، در حاليكه براي صدمات زيست شناختي (يا ساختماني) دز جذب شده حائز اهميت است.
دوز فيزيكي جذب شده پرتوها- kvx 250براي ايجاد يك اثر معين
دو.ز فيزيكي جذب شده توسط تابش مقايسه اي براي ايجاد اثر مشابهحداكثر پرتوگيري مجاز براي هر فرد را ميتوان بدون توجه به نوع تابش بر حسب rem بيان كرد.
دز بر حسب راد×rem = QF
پرتو گيري تابش به دو طريق صورت ميگيرد : 1 - پرتوگيري خارج بدن يا البسه به طور مستقيم از يك چشمه.
2 - پرتوگيري داخلي چشمه هايي كه از طريق استنشاق، فرو بردن و يا جذب وارد بدن شده اند.
پرتودهي يك سلول ممكن است باعث صدمة هسته سلول يا اجزاي ديگر آن شود. در اين صورت ممكن است كه سلول از بين برود و يا كروموزمهاي سلولي كه در حال توليد مثل هستند تغيير يابد و باعث تحول در سلول شود و اين بدان معناست كه فرزندان كم و بيش معيوب خواهند بود و اين عيوب ممكن است به نسلهاي بعد منتقل شود. راهنماي حفاظت در مقابل تابش NCRP (راهنماي تابش براي پرتو گيري مجاز افرادي كه در نواحي تابش كار ميكنند ) براي افرادي كه بواسطه شغل خود در معرض تابش قرار ميگيرند، به قرار زير است :
1- كل دوز دريافتي تمام بدن در طي سالها بايد حداكثر برابر (18- n)5 rem باشد كه در آن n =عمر شخص است بايد توجه كرد كه افراد كمتر از 18 سال مجاز نيستند در محلي كه در معرض تابش قرار دارد، كار كنند،
2 - دوز دريافتي نبايد از 5 rem در سال تجاوز نمايد و
3 - همچنين ماكزيمم پرتوگيري بجز براي پوست، دستها و ساعد نبايد در مدت 13 هفته از 5 rem بيشتر باشد.
قسمتهاي خاصي از بدن ميتوانند تابش بيشتري دريافت دارند، ولي راهنما معمولاً براي تمام بدن در نظر گرفته شده است. در حال حاضر مسئله اساسي ايجاد حفاظت در مقابل "1- اشعه گاماي اوليه 2 - تابش ايجاد شده در نتيجه واكنشهاي r - n در حفاظ. 3- نوترونهاي سريع" است حفاظ در ساده ترين شكل، متضمن ايجاد فاصله و قرار دادن مواد بين اشعه و گيرنده تابش است.
اگر فاصله كافي بين شخص و چشمه وجود داشته باشد، شدت تابش به سطوح ايمن كاهش مييابد. با وجود اين اگر ماده اي بين ما و چشمه قرار بگيرد ميتوان از امتياز تضعيف ايجاد شده توسط ماده استفاده كرد.
با توجه به مطالب ذكر شده لزوم استفاده از تجهيزات حفاظتي در برابر تاثيرات مضر پرتوهاي يونيزان روز به روز در حال افزايش است. در اين راستا آژانس بين المللي انرژي اتمي IAEA با تدوين آيين نامه ها و راهكارهاي اساسي در جهت استفاده درست و بي خطر از دستگاها و تجهيزات و منابع توليد كننده پرتوهاي يونيزان و خطرناك كمك شاياني را در پيشگيري از اثرات پرتوها به عمل آورده است.
همانطور كه گفته شد جهت مهار كردن اشعه اي كه در فضا انعكاس پيدا ميكند، بايد سرعت آنرا با استفاده از عناصري كه داراي عدد جرمي بالايي است به حد اقل برساند مانند عناصر طلا يا سرب كه البته با توجه به مقرون به صرفه بودن بيشتر از سرب استفاده ميشود و به همين جهت در بخشهايي از مراكز درماني مانند بخشهاي راديولوژي، آنژيوگرافي و اتاق عمل كه مستقيماً با اشعه سرو كار دارند براي حفظ امنيت اطرافيان در ديوارها و دربها در اطراف دستگاه از سرب استفاده ميشود. اما پزشكان يا تكنسيني كه در داخل اتاق اشعه به سر ميبرند چه بايد بكنند ؟ مشخصاً عوامل حفاظتي ويژه اي براي اين افراد طراحي گرديده است. مثلا از پاراوانهاي سربي و همچنين روپوشها و شيلدهاي سربي جهت حفاظت در برابر اشعه استفاده ميشود. در اين راستا شركت نويد پرتو نما با داشتن سالها تجربه و كادري مجرب و متخصص در زمينه توليد، واردات و صادرات تجهيزات و لوازم راديولوژي و پوششهاي محافظ اشعه X افتخار دارد تا خود را به عنوان يكي از شركتهاي مطرح در اين عرصه به شما متخصصان، پزشكان و كارشناسان محترم كه در تماس با پرتوهاي يونيزان خطرناك ميباشيد معرفي كند.شيشه سربي
يكي ديگر از مواردي كه لزوم استفاده آن در بخشهايي شامل دستگاه پرتوزا ضروري مينمايد شيشه سربي است. در اينجا جهت آشنايي شما خوانندگان محترم با اين محصول خلاصه اي از ساخت آنرا تشريح مينمائيم.
ابتدا سرب را در كورههاي صنعتي به صورت مذاب درآورده، سپس آنرا درون مخازن پيستوله مانندي ريخته و با توجه به قطر و سايز مورد نظر ميزان فشار و روزنه خروج عنصر را تنظيم ميكنند تا آنرا به صورت غبار و گرده خارج كنند. به حجم غبار سرب نيز "مش" گفته ميشود به طور مثال براي توليد سرب 1/0 با مش 400، ميزان فشار را تنظيم كرده سپس سرب را درون حوضچههاي آب سرد اسپري ميكند و تمام اين گرده ها با همان اندازه و حجم سرد شده و به صورت خاك سرب در ته حوضچه جمع ميگردد. بعد از جمعآوري خاك سرب، سيليس را در مخازن ديگر ذوب كرده آن را به داخل قالبهاي مورد نظر با قطر و اندازه مشخص هدايت ميكند و دوباره گردههاي سرب را كه با اكسيد سرب بيرنگ شده به گونهاي در فضا پخش ميكنند كه بهصورت يكنواخت و ميزان مورد نظر در ميان سيليس ذوب شده قرار گيرد، بدين ترتيب پس از سرد شدن سيليس، شيشهاي سربي با شفافيت بسيار بالا خواهيم داشت. البته اين پروسه توليد در عين سادگي بيان بسيار پيچيده است و ميبايست دقت عمل زيادي را در توليد آن بهكار گرفت. از معروفترين كمپانيهايي كه اين كالا را با كيفيتي بي نظير در جهان توليد ميكند كمپاني SCHOTT آلمان را ميتوان نام برد. لازم به ذكر است اين كمپاني آلماني داراي استانداردهاي معتبر و قابل اطمينان زيادي از جمله CE،TUV و... است.بيمارستانها و مراكز تخصصي زيادي در حال حاضر در ايران از اين شيشههاي سربي در بخشهاي خود استفاده ميكنند و تا كنون هيچ شواهدي مبني بر عدم كيفيت اين شيشهها گزارش نشده است. استفاده از اين شيشههاي سربي در بخش ها باعث ميشود كه علاوه بر توانايي عبور نور، جلوي عبور اشعه ايكس را بگيرد.
شركت نويد پرتونما با داشتن سالها سابقه در واردات اين نوع شيشه سربي نماينده انحصاري كمپاني SCHOTT آلمان است. ميزان سرب استاندارد جهت شيشههاي سربي كه مورد تائيد سازمان انرژي اتمي ايران ميباشد 2 ميليمتر است كه شيشههاي سربي وارد شده از كمپاني SCHOTT آلمان توسط شركت نويد پرتو نما داراي 1/2 ميليمتر سرب است.روپوش و اپرون
روپوشها و اپرونهاي سربي از ديگر پوششهاي حفاظتي در برابر اشعه است كه توسط كاربران و يا بيماران مورد استفاده قرار ميگيرد. روپوشهاي سربي مكانيزم ساختاري شبيه به شيشه سربي دارد اما با توجه به اين مسئله كه روپوش را خود شخص بايد استفاده كند و گاه تا ساعتها بايد آنرا به تن داشته باشد. ميزان وزن و انعطاف پذيري آن بسيار مهم است. و علاوه بر آن چون اين نوع شيلدهاي سربي جهت محافظت در برابر اشعه متفرق شده استفاده ميشود. استاندارد ميزان سرب تعريف شده از طرف سازمان انرژي اتمي ايران 5/0 ميليمتر است. ميزان سربي كه در لاستيك قرار ميگيرد بستگي به اكيوالان لاستيك دارد يعني هر چه كيفيت حجم لاستيك بالاتر باشد ميزان جرم بيشتري را قبول ميكند. به طور مثال هنگامي كه لاستيك مذاب جهت نورد شدن به داخل دستگاه ريخته ميشود و از بين غلطكها عبور ميكند چنانچه اكيوالان قطر لاستيك 1 ميلي متر باشد فاصله غلطكها به آن ميزان تنظيم ميشود و به همان ميزان به آن خاك سرب اضافه ميشود. بالاترين مكانيزمي كه در ايران به آن دست يافتهاند 13/0 اكيوالان براي 75/0 ميلي متر است.در صورتي كه اين مكانيزم در خارج از كشور 5/0 اكيوالان براي 1 ميلي متر سرب است. سپس با توجه به اين ضخامت ميتوان از قطر كمتري از لاستيك استفاده كرد در نتيجه وزن روپوش توليد شده كمتر و انعطاف آن بيشتر خواهد شد.
البته امروزه در كشورهاي اروپايي از لاستيكهايي با ساختاري سبك و كيفيت بالا بيشتر استفاده ميشود كه قيمت بالايي دارد اما شخص استفاده كننده بسيار با آن راحت بوده و ميتواند به راحتي با آن كار نمايد.
از جمله اين كمپانيهاي اروپايي Dr.Goos وCAWO و MAVIG از كشور آلمان و Am r ay از كشور ايرلند است. كه نوعي لاستيك سربي بسيار سبك با نام Supra Light استفاده مينمايند.
شركت نويد پرتونما نماينده انحصاري كليه كمپانيهاي فوق بوده و سالها است كه با واردات روپوش و جليقه و دامن سربي از اين كمپانيها جديدترين و مرغوب ترين نوع شيلد سربي را در اختيار كاربران قرار ميدهد.
نسل جديد روپوشهاي محافظ در برابر اشعه X روپوشهاي بدون سرب است كه از يك لايه لاستيك حاوي آلومينيم، صفحه اي كه با مغناطيس باردار شده و پلي اتيلن ساخته شده است. در اين شيلدها ابتدا لاستيك حاوي آلومينيم اشعه را جذب و از طريق لايه مغناطيسي، اشعه منحرف ميگردد و توسط محيط جذب ميگردد كه به علت داشتن چنين ساختماني بسيار سبك و قابل انعطاف است.شركت نويد پرتونما با واردات اين محصول كاملاً جديد (روپوشهاي Lead Free) به ايران از كمپانيهاي آلماني Dr.Goos و MAVIG سعي نموده است در جهت راحتي هر چه بيشتر كاربران قدمي مثبت بردارد.عينک
عينكها از جمله پوششهاي ديگري است كه درتمام بخشهايي كه در دستگاههاي توليد كننده اشعه ايكس در آن قرار دارد بايد توسط كاربران استفاده شود.
نسل ديگري از اين محصول عينكهايي است كه در قاب كنار عينك نيز سرب بهكار رفته است و معمولاً در آنژيوگرافي و اتاق عمل استفاده ميشود. شركت نويد نماينده انحصاري چند شركت آلماني از جمله CAWO و همينطور چند كمپاني آمريكايي جهت عينكهاي سربي از اين نمونه است.توليد در ايران
دامنه فعاليتهاي شركت نويد تنها به همين موضوع محدود نميشود اين شركت با داشتن كادري مجرب و دوره ديده از سازمان انرژي اتمي ايران جهت سربكوبي با خالص ترين نوع سرب كه در كشور ما مرغوب ترين سرب، سرب زنجان است، اقدام نموده است.
شركت نويد همينطور با توليدات متنوع و با كيفيت بسيار بالا در انواع روپوشهاي سربي و كليه شيلدهاي محافظ و همينطور تجهيزات مورد نياز تاريكخانه در بخشهاي راديولوژي (ميز تاريكخانه، چراغ اخطار، چراغ تاريكخانه و انواع پاراوانهاي سربي، پاس كاست، كاست استند و...) تنها صادركننده موفق اين اقلام نيز است. در حال حاضر توليدات اين شركت با داشتن معتبر ترين استانداردهاي روز، از مراكز مختلفي مانند سازمان انرژي اتمي ايران، اداره تجهيزات پزشكي،وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و... به شكل وسيعي توسط مراكز تصويربرداري و بيمارستانها و مطبهاي راديولوژي مورد استقبال قرار گرفته است.
در پايان سپاس بر پروردگار كه قدرت و همت پيمودن اين راه سخت و طولاني را در اين مدت به ما ارزاني داشت تا بتوانيم مجموعه حاضر را تقديم متخصصان و كارشناسان محترم رشته راديولوژي و كليه كاربران و مصرفكنندگان اين محصولات بنماييم.منبع:سایت مهندسی پزشکی وتجهیزات آزمایشگاهی
مقدمه:
فيزيك اتمي- مولكولي زماني متولد شد كه دانشمندان متوجه شدند كوچكترين جزء در طبيعت اتم نيست بلكه اتم از اجزاي كوچكتري به نام الكترونها و هسته تشكيل شده است. يعني اتم از هستهاي تشكيل شده است كه الكترونهايي در اطراف آن ميگردند.
فيزيك اتمي به بررسي نقل و انتقالهاي الكترونهاي اطراف هسته ميپردازد و خواص آنها را مورد بررسي قرار ميدهد. يعني ما در فيزيك اتمي كاري به اين نداريم كه هسته از چه تشكيل شده است بلكه هسته برايمان مركزي با بار مثبت است و بيشتر توجه ما جلب الكترونهاي اطراف هسته ميشود. و فیزیک هسته ای به مطالعه ی هسته ی اتم می پردازد. برای شناخت و مطالعه ی بیشتر مدلهای اتمی مختلفی ارائه شد و سرانجام به نتیجه رسیدند که که مدلهای پیشنهادی چندان با تجربه سازگار نیست. مهمترین ویز"ی مدل های پیشنهادی ایست که باید طیف اتمی آنها با تجربه سلزگار باشد.
مدل اتمی تامسون
تامسون پس از کشف الکترون ساختاري براي اتم پيشنهاد کرد که در آن الکترون ها با بار منفي در فضاي ابر گونه با بار مثبت پراکنده اند و جرم اتم را مربوط به جرم الکترون ها مي دانست ، حال آنکه فضاي ابرگونه مثبت را بدو ن جرم مي پنداشت.
|
|
یکی از موارد بسیار مهمی که یک مدل اتمی باید توضیح دهد، مسئله جذب و تابش انرژی توسط الکترونها است. در مدل اتمی تامسون الکترونها در مکانهای تعادلشان ثابت می مانند. در اتمهای برانگیخته، مانند اتمهای اجسام در دمای زیاد، الکترونها حول مکانهای تعادلشان ارتعاش می کنند. چون نظریه الکترومغناطیس کلاسیک پیشگویی می کند که یک ذره باردار، هنگامی که دارای شتاب است، مانند الکترون مرتعش، امواج الکترومغناطیسی گسیل می کند. درک کیفی تابش گسیل یافته توسط اتمهای برانگیخته بر پایه ی الگوی تامسون امکان پذیر بود. اما از نظر کمی نمی توان طیفهایی را که از راه تجربه مشاهده می شد توجیه کند.
مدل اتمی لنارت
این مدل اتمی را در سال ۱۹۰۷ میلادی، فیلیپ لنارت، فیزیکدان آلمانی، طرح کرد. مدل اتمی لنارت با مدل اتمی تامسون و مدل اتمی رادرفورد متفاوت است. لنارت مشاهده کرد که ذرات پرتو کاتودی در ماده نفوذ میکنند. از این رو، معتقد شد که بیشتر حجم اتم نباید مانع نفوذ این پرتوها شوند. در مدل لنارت الکترون و بار مثبتی جدا از آن وجود ندارد. اتم در این مدل از ذراتی به نام دینامید (dynamide) تشکیل شدهاند و هر دینامید یک دوقطبی الکتریکی با جرمی معین است. فرض لنارت بر این است که همهٔ دینامیدها یکسان هستند، و یک اتم شامل آن عده دینامید است که برای ساختن جرم آن ضروری است. دینامیدها در سراسر حجم اتم توزیع شدهاند، ولی شعاع هر یک در مقایسه با شعاع اتم به قدری کوچک است که بخش عمدهٔ اتم خالی است.
آزمایش رادرفورد
رادرفورد که از شاگردان تامسون بود، نتوانست تشکيل تابشهاي حاصل از مواد پرتوزا را به کمک مدل اتمي تامسون توجيه کند. و پس از آزمايشهاي بسيار ، نادرست بودن مدل تامسون را اثبات کرد. او در سال 1911 نتایجی از آزمایشهای خود را که در آنها از ذرات آلفا برای پژوهش در ساختار اتم استفاده شده بود منتشر کرد. آزمایش از این قرار بود که:
باریکهای از ذرات a به ورقه بسیار باریکی از طلا ، نقره یا مس به ضخامت cm 0.0004 تابانده شد. اکثر ذرات a بطور مستقیم از ورقه بیرون رفتند ولی بعضی از آنها از مسیر مستقیم منحرف شده و معدودی بطرف منبع خود بازگشتند.
.

پس نتيجه گرفت که حتماً يک هسته کوچک در مرکز اتم وجود دارد که محل تمرکز بارهاي مثبت است و تقريباً تمام جرم اتم نيز در درون اين هسته است که توانايي به عقب راندن ذره هاي سنگين و پرانرژي آلفا را دارد.
رادرفورد با استفاده از نتايج اين آزمايش مدل «اتم هسته دار» را پيشنهاد کرد. در این مدل، هسته دارای بار الکتریکی مثبت است. رادرفورد نتایج این آزمایشها را با طرح این فرض که هر اتم مرکب از دو بخش است توضیح داد:
یک - هسته در مرکز اتم وجود دارد. بیشترین جرم و تمام بار مثبت اتم در هسته متمرکز است. اکنون باور ما این است که هسته شامل پروتونها و نوترونهایی است که بر روی هم جرم هسته را در بر دارند و بار هسته ناشی از پروتونهای هسته است.
دو- الکترونها که بیشترین حجم اتم را اشغال میکنند خارج هسته هستند و به سرعت دور هسته حرکت میکنند. چون یک اتم از لحاظ الکتریکی خنثی است بار مثبت کل هسته (که ناشی از پروتونهای آن است) برابر بار منفی همه الکترونهای اتم است. بنابراین عده الکترونها با عده پروتونها برابر است.
مدل اتمی بور
در سال 1913 نیلز بور مدل اتمی خود را ارائه کرد که با برخی از داده های طیف نمایی مثلاً طیف اتم هیدروژن از نظر کمی تطبیق می کرد. مدل اتمی بور مشتمل بر اصول موضوع زیر بود:
1- الکترون درون اتم، تحت تاثیر نیروی الکتریکی بین الکترون و هسته، در یک مدار دایره ای شکل به دور هسته می چرخد و این حرکت تابع قوانین مکانیک کلاسیک است.
2- به جای بینهایت مداری که در مکانیک کلاسیک امکان پذیر است، برای الکترون تنها این امکان وجود دارد که در مداری حرکت کند که برای آن اندازه ی حرکت زاویه ای L مضرب درستی از h ثابت پلانک تقسیم بر دو پی باشد.
3- علی رغم این واقعیت که الکترون دایماً شتابدار است، اما در این مدار مجاز، انرژی الکترومغناطیسی تابش نمی کند. به این ترتیب، انرژی کل آن، E ثابت باقی می ماند.
4- تابش الکترومغناطیسی در صورتی گسیل می شود که الکترونی که در آغاز در مداری با انرژی Ei در حرکت است، حرکتش را به طور ناپیوسته چنان تغییر می دهد که در مداری با انرژی Ej حرکت کند، بسامد تابش گسیل یافته از رابطه ی زیر تبعیت می کند:
Ei-Ej=hf
اصول موضوع مدل اتمی بور نکات مهمی را مطرح می کند که زمینه ی مکانیک کوانتوم جدید را فراهم ساخت.
ترازهای انرژی در اتم بور با توجه به اصول موضوعه که برای اتمها داد، مدل اتمی هیدروژن را بصورت زیر تشریح کرد: اتم هیدروژن از یک پروتون در هسته و یک الکترون که در حالت انرژی پایه روی مدار ثابتی به دور هسته می چرخد، تشکیل شده است. نیروی الکتریکی بین هسته (پروتون) و الکترون برابر است با:
(1)
نیروی الکتریکی بین هسته (پروتون) و الکترون، نیروی جانب مرکز را تامین می کند.
(2) پس خواهیم داشت: (3) انرژی کل سیستم (هسته و الکترون) برابر است با: (4) (5) از رابطه های (2) و (5) می توان نتیجه گرفت: (6) این رابطه انرژی را به شعاع r ربط می دهد. اما چگونه r را می توان محاسبه کرد؟ طبق اصل موضوع بور الکترون در مدارهای ثابتی به دور هسته می گردد و اندازه حرکت زاوبه ای آن برابر L=mvr است که ضریبی از h تقسیم بر m vn rn = n ( h / 2 h = 6.63 x 10-34 J s
![]()
![]()
2 است، یعنی:
) , n = 1, 2, 3, . . .
در اینجا شعاع r و سرعت v وابسته به n هستند (vn and rn ) که n عدد کوانتوم اصلی نامیده می شود. بنابراین اندازه حرکت زاویه ای L=mvr یک کمیت کوانتومی است و نمی تواند هر مقداری را داشته باشد. همچنین انرژی نیز کوانتیده است که از رابطه ی زیر به دست می آید:
(7) ![]()
با توجه به رابطه ی نیرو (1) می توان شعاع هر مدار rn را حساب کرد:
(8)
n=1, 2, 3,...
برای n=1 داریم:
![]()
علامت منفی به دلیل مقید بودن بودن است. برای جدا کردن الکترون از ید هسته مقدار انرژی 13.6 eV انرژی لازم است تا الکترون و پروتون را از هم جدا کنیم.
برای آنکه الکترون از یک حالت به حالت پائین تر برود، فوتونی برابر با انرژی حالت این دو پایه منتشر یا جذب می شود. اگر الکترون انرژی جذب کند، از مدار پائین تر به مدار بالاتر می رود، در نتیجه انرژی مقید بودن آن کاهش می یابد. هرگاه انرژی تابش کند، انرژی مقید بودن افزایش می یابد و الکترون از مدار بالتر به مدار پائین تر سقوط می کند. هرگاه الکترون در دو مدار مختلف جهش کند، انرژی هایی تابشی (یا جذبی) متفاوت خواهند بود. (شکل زیر).

جذب فوتون درست معکوس حالت انتشار آن است. فرض کنیم الکترون با انتشار یک فوتون از مدار n=2 به مدار n=3 برود. اگر الکترون بار دیگر با از دست دادن یک فوتون از مدار n=2 به مدار n=4 برود، این دو فوتون انرژی متفاوتی خواهند داشت. اما انرژی فوتونی که جذب می کند تا از مدار n=2 به مدار n=4 برود، برابر است با انرژی تابشی برای بازگشت از مدار n=4 به مدار n=2.

|
مقدمه: کشف الکترون و محاسبه نسبت بار به جرم آن، نشان داد که اتم ذره ی بنیادی نیست و خود اتم نیز از ذرات دیگری تشکیل شده است. از سال 1820 که وابستگی نیروهای الکتریکی و مغناطیسی مطرح شد تا 1920 که اجزای تشکیل دهنده ی هسته ی اتم مورد بحث واقع شد، آغازی برای شناخت سنگ بنای اولیه ی جهان شد. نگاهی کوتاه به تاریخ کشفیات مهم فیزیک بخوبی نشانگر شتاب رو به رشد این کشفیات است. در سال 1932 ذرات زیر اتمی به الکترون، پروتون و نوترون خلاصه می شد و چند سال بعد جدول بندی ذرات زیر اتمی ضروری به نظر می رسید. این جدول چنان سریع رشد کرد که جدول استاندارد ذرات بنیادی از آن میان پدیدار گشت.
اشعه ی آندی و پروتون در سال 1886 گولد اشتاین مشاهده کرد که اگر کاتود لامپ تخلیه شکافهایی داشته باشد، تابش دیگری در جهت مخالف اشعه ی کاتودی جریان می یابد. وی این اشعه را اشعه ی کانالی نامید. چون اشعه ی کانالی در جهتی مخالف با اشعه ی کاتدی که بار منفی دارد حرکت می کند، تامسون پیشنهاد کرد که این تابش را اشعه ی مثبت بنامند. تامسون به محاسبه نسبت q/m یعنی نسبت بار به جرم پروتون پرداخت. تامسون برای اندازه گیری نسبت q/m پرتوهای مثبت روشی جدید ابداع کرد. وی فرض کرد که هر ذره ی پرتو مثبت دارای باری مساوی و متضاد با بار الکترون است. همچنین ثابت کرد که نسبت بار به جرم اندازه گیری شده برای اتم هیدروژن، برابر با مقداری است که از تقسیم بار الکترون بر جرم یک اتم به دست می آید. از مقدار q/m هیدروژن معلوم شد که جرم ذرات مثبت 1837 برابر جرم الکترون است. در سال 1911 ارنست رادرفورد، در آزمایشهایی که در آنها که نیتروژن با ذرات آلفا بمباران می شد، دوباره با چنین ذرات باردار مثبتی روبرو شد و آنرا به عنوان هسته هیدروژن شناسایی کرد. تا سال 1920، او به این نتیجه رسیده بود که این ذره ، ذره بنیادی است و با توجه به این که واژه "protos" ، در زبان یونانی به معنی نخستین است، آنرا پروتون نامید تا موقعیت اولیه در خور اهمیت آن را در میان هستههای اتمی عناصر نشان دهد. جرم پروتون برابر است با mp = 938.272 MeV/C2 = 1.6726X10-27 Kg که 1836 برابر جرم الکترون است. برای مشاهده واپاشی پروتون به ذرات سبکتر ، جستجوی تجربی فراوانی انجام شده ، ولی تا به حال نتیجهای حاصل نشده است. مستقل از مد واپاشی ، حد پایین طول عمر میانگین پروتون ، τ ، را می توان حدود 1025 سال دانست. عمر میانگین پروتون در بعضی از مدهای واپاشی خاص به حد بالاتری میرسد، برای مثال در واپاشی p → e+ + π0 مقدار τ بزرگتر از 1032 سال است. که در آن e+ , n0 نوترینو و پوزیترون هستند. (به ذرات بنیادی مراجعه کنید). بار الکتریکی پروتون مثبت است. این بار در مقایسه با بار الکترون مقداری مساوی و علامتی مخالف دارد. qp = -qe = -e شواهد تجربی نشان میدهد که ماده (از لحاظ بار الکتریبکی) خنثی است.
اشعه ی ایکس و عناصر رادیو آکتیو در سال 1895 رونتگن که روی لامپ تخلیه الکتریکی کار می کرد به طور ناگهانی متوجه تابش عجیبی شد. این تابش در میدان الکتریکی یا مغناطیسی منحرف نمی شد. همچنین رونتگن مشاهده کرد که این پرتو به طور محسوسی شکسته یا پراکنده نمی شود. بنابراین نتیجه گرفت که این پرتو از جنس ذرات باردار و نور معمولی نیست. رونتگن این اشعه را طول موج آن کوتاهتر از طول موج های بالای بنفش بود، اشعه ایکس نامید. پس از کشف اشعه ایکس بسیاری از دانشمندان به بررسی این تابش جدید و فوق العاده نافذ علاقه مند شدند. یکی از این افراد بکرل بود. پدر بکرل نسبت به فلوئورسانس علاقه مخصوصی داشت. از مواد فلوئورسانسی که بکرل بزرگ به کار می برد، سولفات اورانیل پتاسیم بود. بکرل عقیده داشت که ممکن است در تابش فلوئورسانس این ماده اشعه ی ایکس وجود داشته باشد. وی مقداری از این ماده را که حاوی اورانیوم است روی کاغذ سیاهی که در زیر آن صفحه ی حساس عکاسی بود گذاشت و آنرا در معرض نور خورشید قرار داد.
ساختمان دستگاه تولید اشعه ایکس بسیار ساده است. تفنگ الکترونی، الکترونهایی با انرژی زیاد شلیک می کند. الکترونها بر اثر برخورد به هدف، اشعه ایکس تابش می کنند.
بکرل چنین استدلال می کرد که نور خورشید نمی تواند از کاغذ سیاه بگذرد، اما اگر در تابش فلوئورسانسی که این ماده تولید می کند اشعه ایکس باشد، این اشعه بر صفحه عکاسی اثر خواهد کرد. با ابری شدن هوا کار خود را متوقف کرد و تا بازگشت آفتاب صفحات را عکاسی را که تکه های حاوی اورانیوم روی آن بود در کشو میز قرار داد. پس از چند روز تصمیم گرفت به هر صورت صفحات عکاسی را ظاهر کند. با این عمل متوجه شد که صفحه ی عکاسی بر اثر تابش اشعه ای بسیار قوی بکلی سیاه شده است. وی نظر داد که این تابش بایستی بوسیله اورانیوم پدید آمده باشد. در اثر این دقت و کنکاش بیشتر در آن، عناصر رادیو آکتیو به طور اتفاقی کشف شد. به دنبال این کشف تحقیقات گسترده ای برای یافتن عناصر رادیو آکتیو و خواص آنها صورت گرفت. پژوهش های فشرده ای که توسط ماری کوری و پیر کوری و رادفورد و دیگران صورت گرفت منجر به کشف چندین عنصر رادیو آکتیو گردید. در تحقیقات بعدی مشخص شد که عناصر رادیو آکتیو سه نوع تابش منتشر می کنند. ارنست رادرفورد ماهیت سه نوع پرتو گسیل یافته از مواد پرتوزای موجود در طبیعت را توضیح داد. این سه نوع پرتو با سه حرف نخستین الفبای یونانی آلفا (α) ، بتا (β) و گاما (γ) مشخص میشوند.
اشعه بتا زیاد منحرف می شود و اشعه آلفا کم منحرف می شود
دو - اشعه بتا، اشعه ی بتا متشکل از الکترونها است. تابش بتا مرکب از جریانی از الکترونهاست که تقریبا با سرعت km/s 130000 سیر میکنند. بعدها مشخص شد که همراه با اشعه بتا ذره دیگری به نام پاد نوترینو گسیل می شود. سه - اشعه آلفا، که هسته ی اتم هلیوم است.
تابش آلفا مرکب از ذراتی است که بار الکتریکی 2+2و جرمی تقریبا 4 برابر پروتون دارند. ذرات آلفا با سرعتی حدود
km/s 16000 از ماده پرتوزا بیرون میجهند. نخستین بار که ذرات α مورد مطالعه قرار گرفتند نوترون هنوز کشف نشده بود. امروزه ما میدانیم که ذره آلفا مرکب از دو پروتون و دو نوترون است. رادیو آکتیویته و اکتشافات مربوط به آن سبب معرفی منبع جدیدی از انرژی شد که غنی تر از همه منابع شناخته شده بود. نوترون و ایزوتوپ اكتشافات مواد راديواكتيويته و ايزوتوپها پرسشهاي جديدي را درباره ساختمان اتمها مطرح كرد و پرسشهايي كه هسته اتمي را در بر ميگرفت. در سال 1919 رادرفورد دريافت كه وقتي گاز نيتروژن با ذرات نتايج تجربي نشان داد كه تقريباً از هر یک ميليون ذره در سال 1920 رادرفورد اظهار داشت كه پروتون درون هسته ممكن است داراي يك الكترون باشد و در چنين صورتي اين الكترون چنان محكم به آن بسته شده كه يك ذره خنثي ايجاد كرده است. رادرفورد حتي براي اين ذره فرضي و خنثی نام نوترون را پيشنهاد كرد. در سال 1930 دانشمندان در آلمان دريافتند كه وقتي نمونههايي از بور يا بريليم با ذرات آلفا بمباران شود، تابشهايي از آنها گسيل مييابد كه در آن وقت به نظر ميرسيد كه از همان نوع پرتونهاي گاما هستند. دست كم از اين لحاظ كه پرتوهاي گاما بار الكتريكي ندارند. در سال 1932چادويك در رساله خود تحت عنوان «وجود نوترون» ميگويد: «اگر ما فرض كنيم كه تابش مورد نظر تابش كوانتومي {پرتو گاما} نيست، بلكه مركب از ذرههايي است با جرم بسيار نزديك به جرم پروتون، تمام اشكالات مربوط به برخورد از ميان ميرود، هم در مورد فركانس آنها و هم در مورد انتقال انرژي به جرمهاي متفاوت. براي توضيح قدرت نفوذ زياد اين تابش، بايد فرض كنيم كه اين ذرات بار مؤثري ندارند. بايد فرض كنيم كه هر يك از آنها تركيب نزديك به همي از يك پرتون و يك الكترون است، و همان «نوتروني» است كه رادرفورد در سخنراني سال 1920 خود آن را مورد بحث قرار داد.» پس، بر طبق فرضيه چادويك، وقتي عنصري همچون بريليم با ذره آلفا بمباران شود واكنش هستهاي صورت ميگيرد كه نوترون توليد ميكند.
نوتروني كه بنا بر فرض چادويك بار صفر و جرمي برابر 1 دارد. كشف نوترون با جرم نزديك به يك واحد بدون بار الكتريكي، نظر رادرفورد را مبني بر اينكه هسته اتمي از پروتون و نوترون ساخته شده است، تأييد كرد. اين فرضيه بعد از مدتي كوتاه در سال 1932 به وسيله هايزنبرگ به عنوان مبناي يك تئوري هستهاي مفصلتر قرار گرفت و هنوز هم مبناي تلاشهايي است كه براي بيان خواص و ساختار هسته به عمل ميآيد. بر طبق فرضيه پروتون – نوتروني هسته بك اتم با عدد اتمي z و عدد جرمي A مركب از Z پروتون و A-Z نوترون است. با كشف نوترون در سال 1932 اين تصور حاصل شد كه اجزاي اصلي ساختمان ماده سه ذره «بنيادي» است: پروتون، نوترون و الكترون.
فیزیک هسته ای چیست؟ درون هر اتم می توان سه ذره ریز پیدا کرد: پروتون، نوترون و الکترون. پروتونها در کنار هم قرار می گیرند و هسته اتم را تشکیل می دهند، در حالی که الکترونها به دور هسته می چرخند. پروتون بار الکتریکی مثبت و الکترون بار الکتریکی منفی دارد و از آنجا که بارهای مخالف ، یکدیگر را جذب می کنند، پروتون و الکترون هم یکدیگر را جذب می کنند و همین نیرو، سبب پایدار ماندن الکترونها در حرکت به دور هسته می گردد. در اغلب حالت ها تعداد پروتونها و الکترونهای درون اتم یکسان است، بنابراین اتم درحالت عادی و طبیعی خنثی است. اندازه گيري جرم اتمها با کمک دستگاه طيف سنج نشان مي دهد که همه اتمهاي يک عنصر جرم يکساني ندارند. از آنجا که عدد اتمي در واقع تعداد پروتونها در همه اتمهاي يک عنصر يکسان است، پس تفاوت جرم بايد مربوط به تعداد نوترونهاي موجود در هسته ي اتم باشد. اين مطالعات به معرفي مفهوم ايزوتوپ انجاميد. ايزوتوپها اتمهاي يک عنصر هستند که عدد اتمي يکسان و عدد جرمي متفاوت دارند. براي مثال آزمايشها وجود دو ايزوتوپ کلر 35 (CL۳۵۱۷) و کلر37 (CL۳۷۱۷) را به اثبات رسانده است. اگر 13 پروتون و 14 نوترون، یک هسته را تشکیل دهند و 13 الکترون هم به دور آن بچرخند، یک اتم آلومینیوم بوجود خواهد آمد. همه آلومینیوم هایی که در طبیعت یافت می شوند، AL27 یا آلومینیوم 27 نامیده می شوند. عدد 27 نشان دهنده جرم اتمی است که مجموع تعداد پروتونها و نوترونهای هسته را نشان می دهد. بسیاری از اتمها در شکل های مختلفی وجود دارند. مثلاً مس دو شکل دارد: مس 63 که 70 درصد کل مس موجود در طبیعت است و مس 65 که 30 درصد بقیه را تشکیل می دهد. شکل های مختلف اتم، ایزوتوپ نامیده می شوند. هر دو اتم مس 63 و مس 65 دارای 29 پروتون هستند، ولی مس 63 دارای 34 نوترون و مس 65 دارای 36 نوترون است. هر دو ایزوتوپ خصوصیات یکسانی دارند و هر دو هم پایدارند.
اتمهای ناپایدار تا اوایل قرن بیستم، تصور می شد تمامی اتم ها پایدار هستند، اما با کشف خاصیت پرتوزایی اورانیوم توسط بکرل مشخص شد برخی عناصر خاص دارای ایزوتوپ های رادیواکتیو هستند و برخی دیگر، تمام ایزوتوپ هایشان رادیواکتیو است. رادیواکتیو بدان معنی است که هسته اتم از خود تشعشع ساطع می کند. هیدورژن مثال خوبی از عنصری است که ایزوتوپ های متعددی دارد و فقط یکی از آنها رادیو اکتیو است. هیدروژن طبیعی ( همان هیدروژنی که ما می شناسیم) در هسته خود دارای یک پروتون است و هیچ نوترونی ندارد. ( البته چون فقط یک پروتون درهسته وجود دارد نیازی به نوترون نیست) ایزوتوپ دیگر هیدروژن، هیدروژن 2 یا دو تریوم است که یک پروتون و يک نوترون در هسته خود جای داده است. دوتریوم، فقط 015/0 درصد کل هیدروژن را تشکیل می دهد و در طبیعت بسیار کمیاب است، با این حال مانند هیدورژن طبیعی رفتار می کند. البته از یک جهت با آن تفاوت دارد و آن، سمی بودن دوتریوم در غلظت های بالاست. دوتریوم هم ایزوتوپ پایداری است، ولی ایزوتوپ بعدی که تریتیوم خوانده می شود، ناپایدار است. تریتیوم که هیدروژن 3 نیز خوانده می شود، در هسته خود یک پروتون و دو نوترون دارد و طی یک واپاشی رادیواکتیو به هلیوم 3 تبدیل می شود. این بدان معنی است که اگر ظرفی پر از تریتیوم باشد، پس از یک میلیون سال، ظرف پر از هلیوم 3 خواهد بود. هلیوم 3 از 2 پروتون و یک نوترون ساخته شده وعنصری پایدار است . در برخی عناصر مشخص، به طور طبیعی همه ایزوتوپ ها رادیواکتیو هستند . اورانیوم بهترین مثال برای چنین عناصری است که علاوه بر رادیواکتیویته زیاد، سنگین ترین عنصر رادیواکتیو هم هست که به طور طبیعی یافت می شود. علاوه بر آن، هشت عنصر رادیواکتیو طبیعی هم وجود دارند که عبارتند از پولوتونیوم، استاتین، رادون، فرانسیم، رادیوم، اکتینیوم، توریم و پروتاکتسینانیوم. عناصر سنگین تر از اورانیوم که به دست بشر در آزمایشگاه ساخته شده اند، همگی رادیواکتیو هستند.
تابش های طبیعی خطرناک درست است که واپاشی رادیواکتیو، یک فرآیند طبیعی است و عناصر رادیواکتیو هم بخشی از طبیعت هستند، ولی این تابش های رادیواکتیو برای موجودات زنده زیان بار هستند. ذرات پر انرژی آلفا، بتا، نوترونها، پرتوهای گاما و پرتوهای کیهانی، همگی به تابش های یون ساز معروفند، بدین معنی که بر همکنش آنها با اتم ها منجر به جداسازی الکترون ها از لایه ظرفیتشان می شود. از دست دادن الکترونها، مشکلات زیادی از جمله مرگ سلول ها و جهش های ژنتیکی را برای موجودات زنده به دنبال دارد. جالب است بدانید جهش ژنتيکي عامل بروز سرطان است. درات آلفا، اندازه بزرگتری دارند و از این رو توانایی نفوذ زیادی در مواد ندارند، مثلاً حتی نمی توانند از یک ورق کاغذ عبور کنند. از این رو تا زمانی که در خارج بدن هستند تأثیری روی افراد ندارند. ولی اگر مواد غذایی آلوده به مواد تابنده ذرات آلفا بخورید، این ذرات می توانند آسیب مختصری درون بدن ایجاد کنند. ذرات بتا توانایی نفوذ بیشتری دارند که البته آن هم خیلی زیاد نیست، ولی در صورت خورده شدن خطر بسیار بیشتری دارند. ذرات بتا را می توان با یک ورقه فویل آلومینویم متوقف کرد. پرتوهای گاما همانند اشعه X فقط با لایه های ضخیم سربی متوقف می شوند. نوترونها هم به دلیلی بی یار بودن، قدرت نفوذ بسیار بالایی دارند و فقط با لایه های بسیار ضخیم بتن یا مایعاتی چون آب و نفت متوقف می شوند. پرتوهای گاما و پرتوهای نوترون به دلیل همین قدرت نفوذ بالا می توانند اثرات بسیار وخیمی بر سلول های موجودات زنده بگذارند، تأثیراتی که گاه تا چند نسل ادامه خواهد داشت.
طيف اتمي همانطور كه ميدانيم نيوتون براي نخستين بار با گذراندن نور خورشيد از منشور ، طيف نور سفيد را تشكيل داد. نيوتون نشان داد كه نور سفيد آميزهاي از رنگهاي مختلف است و گسترده طول موجي اين رنگها از 0.4 ميكرومتر (بنفش) تا 0.7 ميكرومتر (قرمز) است. طيف نور سفيد يك طيف پيوسته است. به همين ترتيب ميتوان طيف هر نوري را توسط پاشندگي در منشور شناسايي كرد. طيف نور گسيل شده از بخار هر عنصری را طيف اتمي آن عنصر مينامند. پس ميتوان گفت كه طيف اتمي عنصرهاي مختلف با هم تفاوت دارد. اما علت اينكه در طيف اتمي خطوط مختلفي ديده ميشود، چيست؟
خطوط طيفي طيف اتمي مستقيما به ترازهاي انرژي اتم نسبت داده ميشود. هر خط طيفي متناظر يك گذار خاص بين دو تراز انرژي يك اتم است. پس آنچه در طيف نمايي داراي اهميت است، تعيين ترازهاي انرژي يك اتم به كمك اندازه گيري طول موجهاي طيف خطي گسيل شده از اتمها است. پايين ترين تراز انرژي ، حالت پايه و همه ترازهاي بالاتر حالتهاي برانگيخته ناميده ميشوند. موقعي كه يك اتم از حالت بر انگيخته بالاتر به يك حالت برانگيخته پايين تر گذاري را انجام ميدهد. يك فوتون متناظر به يك خط طيفي گسيل ميشود.
طيف نشري اگر جسمي بتواند نور توليد كند و نور توليد شده را از منشوري عبور دهيم، طيفي بدست ميآيد كه طيف نشري ناميده ميشود. اگر رنگهاي طيف حاصل بهم متصل باشند، طيف نشري اتصالي و اگر فاصلهاي بين آنها باشد، طيف نشري انفصالي يا خطي مينامند. به عنوان مثال لامپ حاوي بخار بسيار رقيق را در نظر بگيريد. اين لامپ بصورت لوله باريك شيشهاي است كه درون آن يك گاز رقيق در فشار كم وجود دارد. دو الكترود به نامهاي كاتد و آند در دو انتهاي لوله قرار دارند. اگر بين اين دو الكترود ، ولتاژ بالايي برقرار شود، اتمهاي گاز درون لامپ شروع به گسيل نور ميكنند. اگر اين بخار مربوط به بخار جيوه باشد، اين گسيل به رنگ نيلي - آبي است. اگر اين نور را از منشور بگذرانيم و طيف آن را تشكيل دهيم ميينيم كه اين طيف پيوسته نيست. بلكه تنها از چند خط رنگي جدا از هم با طول موجهاي معين تشكيل شده است. |
|
|
واکنش های هسته ای |

|
|
هسته |

|
تعریف هسته:
|
|
پروتون |

|
|
|
|


.jpg)




















